wochentäglich
روزهای هفتهای، شش روز در هفته
Bedeutungen
1
مربوط به یا اتفاق افتاده در روزهای هفته (معمولاً دوشنبه تا شنبه)؛ در مقابل تعطیلات آخر هفته.
- Die wochentägliche Routine kann manchmal eintönig sein.روتین روزهای هفته گاهی میتواند خسته کننده باشد.
- Er arbeitet von Montag bis Freitag, also fünf wochentägliche Arbeitstage.او از دوشنبه تا جمعه کار میکند، یعنی پنج روز کاری در هفته.
- Die Geschäfte sind wochentäglich geöffnet, außer an Feiertagen.مغازهها در روزهای هفته باز هستند، به جز تعطیلات رسمی.