wodkageschwängert

Aussprache: /ˈvɔtkaɡəˌʃvɛŋɐt/
Worttrennung: wod·ka·ge·schwän·gert
صفت

آغشته به ودکا، سرشار از ودکا، مست از ودکا

Bedeutungen

1

پر شده یا آغشته به ودکا؛ معمولاً برای توصیف هوا، لباس یا فضایی که بوی ودکا می‌دهد.

  • Die Luft im Raum war nach der Party wodkageschwängert.هوای اتاق پس از مهمانی آغشته به بوی ودکا بود.
  • Sein Atem war deutlich wodkageschwängert.نفس او به وضوح بوی ودکا می‌داد.
  • Der Teppich war vom verschütteten Drink wodkageschwängert.فرش از نوشیدنی ریخته شده آغشته به ودکا بود.
2

به طور مجازی یا اغراق‌آمیز، تحت تأثیر شدید الکل (به ویژه ودکا).

  • Er kam völlig wodkageschwängert zur Besprechung.او کاملاً مست از ودکا سر جلسه آمد.
  • Nachdem er die Flasche geleert hatte, fühlte er sich wodkageschwängert.پس از اینکه بطری را خالی کرد، احساس مستی از ودکا کرد.
  • Die Gespräche waren oft laut und wodkageschwängert.گفتگوها اغلب پر سر و صدا و تحت تأثیر ودکا بود.