wogen Aussprache:/ˈvoːɡn̩/Wortzerlegung:wo·gen فعل موج زدن، متلاطم بودن معانی و تعاریف wogen:به صورت موج حرکت کردن، مواج بودن، موج زدن. جملات نمونه برای wogen:Das Meer ''wogte'' ans Ufer.دریا به سمت ساحل موج میزد.Aufgebracht ''wogte'' sie heran.او خشمگین جلو آمد.Die Ähren ''wogen'' sanft im Wind.خوشههای گندم به آرامی در باد موج میزدند.