wohlüberlegt

Aussprache: /voːlʔyːbɐˈleːkt/
Worttrennung: wohl·über·legt
صفت

بسیار اندیشیده شده، با دقت فراوان

Bedeutungen

1

با دقت و تأمل بسیار زیاد انجام شده یا تصمیم گرفته شده؛ کاملاً سنجیده و با در نظر گرفتن تمام جوانب.

  • Das war eine wohlüberlegte Entscheidung, die viele Vorteile mit sich bringt.این یک تصمیم بسیار اندیشیده شده بود که مزایای زیادی به همراه دارد.
  • Er wählte seine Worte sorgfältig aus, denn es war eine wohlüberlegte Rede.او کلمات خود را با دقت انتخاب کرد، زیرا این یک سخنرانی کاملاً سنجیده بود.
  • Jeder Schritt in diesem Projekt war wohlüberlegt.هر قدم در این پروژه با دقت فراوان برداشته شده بود.