wohlüberlegt
بسیار اندیشیده شده، با دقت فراوان
Bedeutungen
1
با دقت و تأمل بسیار زیاد انجام شده یا تصمیم گرفته شده؛ کاملاً سنجیده و با در نظر گرفتن تمام جوانب.
- Das war eine wohlüberlegte Entscheidung, die viele Vorteile mit sich bringt.این یک تصمیم بسیار اندیشیده شده بود که مزایای زیادی به همراه دارد.
- Er wählte seine Worte sorgfältig aus, denn es war eine wohlüberlegte Rede.او کلمات خود را با دقت انتخاب کرد، زیرا این یک سخنرانی کاملاً سنجیده بود.
- Jeder Schritt in diesem Projekt war wohlüberlegt.هر قدم در این پروژه با دقت فراوان برداشته شده بود.