wohlüberlegt
بسیار اندیشیده شده، با دقت فراوان
Beispiele
- Er wählte seine Worte mit Bedacht, leicht zögernd und dann ''wohlüberlegt.او کلماتش را با دقت انتخاب کرد، کمی مکث کرد و سپس با اندیشهای عمیق سخن گفت.
- Seine Bewegungen waren langsam und ''wohlüberlegt.حرکات او آهسته و با دقت فراوان بود.