wohlanständig
باوقار، بااصالت، مطابق با آداب و رسوم طبقه متوسط
Bedeutungen
1
دارای رفتار، ظاهر یا سبکی که با معیارهای پذیرفته شده طبقه متوسط جامعه مطابقت دارد؛ باوقار، موقر و محترم.
- Sie kleidete sich immer sehr wohlanständig.او همیشه بسیار باوقار لباس میپوشید.
- Sein Benehmen war tadellos und wohlanständig.رفتار او بیعیب و بااصالت بود.
- Das Haus war groß und strahlte eine wohlanständige Atmosphäre aus.خانه بزرگ بود و فضایی باوقار را منعکس میکرد.