wohldosiert

Aussprache: /ˈvoːlˌdoziːɐ̯t/
Worttrennung: wohl·do·siert
صفت

به اندازه کافی، با دقت

Bedeutungen

1

به مقدار مناسب و با دقت اندازه‌گیری شده یا کنترل شده.

  • Die Zugabe von Gewürzen war wohldosiert und schmeckte hervorragend.افزودن ادویه‌ها به اندازه کافی بود و طعم عالی داشت.
  • Der Redner setzte seine Pausen wohldosiert ein, um die Spannung zu erhöhen.سخنران از مکث‌های خود به اندازه کافی استفاده کرد تا هیجان را افزایش دهد.
  • Die Medikamentendosis muss wohldosiert sein, um Nebenwirkungen zu vermeiden.دوز دارو باید به اندازه کافی باشد تا از عوارض جانبی جلوگیری شود.