wohlerzogen
مؤدب، باتربیت، خوشرفتار
Beispiele
- Die ''wohlerzogene'' junge Dame beeindruckte die Gäste mit ihrer Anmut und ihrem feinen Benehmen.خانم جوان خوشرفتار با وقار و رفتار ظریف خود مهمانان را تحت تأثیر قرار داد.
- Er stammte aus einer alten Familie und war entsprechend ''wohlerzogen'' und kultiviert.او از خانوادهای قدیمی بود و در نتیجه خوشرفتار و فرهیخته بود.
Bedeutungen
1
دارای رفتار مودبانه، سنجیده و مطابق با اصول اخلاقی و اجتماعی، که نشاندهنده تربیت صحیح و احترام به دیگران است.
- Die wohlerzogene junge Dame beeindruckte die Gäste mit ihrer Anmut und ihrem feinen Benehmen.خانم جوان خوشرفتار با وقار و رفتار ظریف خود مهمانان را تحت تأثیر قرار داد.
- Er stammte aus einer alten Familie und war entsprechend wohlerzogen und kultiviert.او از خانوادهای قدیمی بود و در نتیجه خوشرفتار و فرهیخته بود.