wohlerzogen

Aussprache: /ˈvoːlʔɛɐ̯ˌt͡soːɡn̩/
Worttrennung: wohl·er·zo·gen
صفت

مؤدب، باتربیت، خوش‌رفتار

Bedeutungen

1

کسی که آداب معاشرت و رفتار مناسب را آموخته و رعایت می‌کند؛ دارای تربیت خوب.

  • Die Kinder waren sehr wohlerzogen und saßen still am Tisch.بچه‌ها بسیار مؤدب بودند و سر میز آرام نشستند.
  • Er ist ein wohlerzogener junger Mann, der immer die Älteren grüßt.او یک جوان خوش‌رفتار است که همیشه به بزرگترها سلام می‌کند.
  • Ihre Eltern haben sie gut erzogen; sie ist sehr wohlerzogen.والدینش او را خوب تربیت کرده‌اند؛ او بسیار باتربیت است.