wohlerzogen
مؤدب، باتربیت، خوشرفتار
Bedeutungen
1
کسی که آداب معاشرت و رفتار مناسب را آموخته و رعایت میکند؛ دارای تربیت خوب.
- Die Kinder waren sehr wohlerzogen und saßen still am Tisch.بچهها بسیار مؤدب بودند و سر میز آرام نشستند.
- Er ist ein wohlerzogener junger Mann, der immer die Älteren grüßt.او یک جوان خوشرفتار است که همیشه به بزرگترها سلام میکند.
- Ihre Eltern haben sie gut erzogen; sie ist sehr wohlerzogen.والدینش او را خوب تربیت کردهاند؛ او بسیار باتربیت است.