صفت
شاد، خوشحال، با روحیه
جملات نمونه برای wohlgemut:
„[…] trank auch ''wohlgemut'' ein Glas von dem Roten danach (›Bevi, bevi!‹) und war meiner auf einmal so sicher, daß mir sogar eine Zigarette gönnte.“
«... با خوشحالی یک لیوان از آن شراب قرمز را بعد از آن نوشید (›بِوی، بِوی!‹) و ناگهان آنقدر به من اطمینان داشت که حتی به من اجازه داد یک سیگار بکشم.»