wohltätig
نیکوکارانه، خیرخواهانه، سودمند، آرامشبخش
Bedeutungen
1
انجامدهنده یا نشاندهنده اعمال نیکوکارانه و کمک به دیگران؛ خیرخواهانه.
- Die wohltätige Organisation sammelt Spenden für Bedürftige.این سازمان خیریه برای نیازمندان پول جمعآوری میکند.
- Sie engagierte sich in vielen wohltätigen Projekten.او در بسیاری از پروژههای نیکوکارانه مشارکت داشت.
- Sein wohltätiges Werk hat vielen Menschen geholfen.عمل نیکوکارانه او به بسیاری از مردم کمک کرده است.
2
دارای اثر مثبت و سودمند؛ مفید یا آرامشبخش.
- Ein Spaziergang an der frischen Luft ist sehr wohltätig für die Gesundheit.قدم زدن در هوای تازه برای سلامتی بسیار مفید است.
- Die wohltätige Wirkung des Tees beruhigte ihre Nerven.اثر آرامشبخش چای اعصاب او را تسکین داد.
- Diese Maßnahme war wohltätig für die lokale Wirtschaft.این اقدام برای اقتصاد محلی سودمند بود.