wohlwollen
حسن نیت داشتن، خیرخواه بودن
Bedeutungen
1
Dativ
نسبت به کسی حسن نیت داشتن، خیر کسی را خواستن و با او مهربان بودن (کلام رسمی و ادبی)
- Er wohlwollte seinen Mitarbeitern stets.او همواره نسبت به کارمندانش حسن نیت داشت.
- Möge das Schicksal ihm wohlwollen.باشد که سرنوشت با او یار و خیرخواه باشد.