فعل
خیرخواه بودن، حسن نیت داشتن، با کسی مهربان بودن
معانی و تعاریف wohlwollen:
- نسبت به کسی حسن نیت داشتن، خیر کسی را خواستن (بسیار رسمی و کهن، اغلب در حالت التزامی)
جملات نمونه برای wohlwollen:
„Was du mir von Beyme
Möge Gott ihm wohlwollen und ihn beschützen.
باشد که خداوند به او حسن نیت داشته باشد و او را حفظ کند.
Er wohlwollte stets seinen Untergebenen.
او همیشه خیر زیردستانش را میخواست.