wohlwollen

Aussprache: /ˈvoːlˌvɔlən/
Wortzerlegung: wohl·wol·len
فعل

خیرخواه بودن، حسن نیت داشتن، با کسی مهربان بودن

Beispiele

  • Was du mir von Beyme

Bedeutungen

1 Dativ

نسبت به کسی حسن نیت داشتن، خیر کسی را خواستن (بسیار رسمی و کهن، اغلب در حالت التزامی)

  • Möge Gott ihm wohlwollen und ihn beschützen.باشد که خداوند به او حسن نیت داشته باشد و او را حفظ کند.
  • Er wohlwollte stets seinen Untergebenen.او همیشه خیر زیردستانش را می‌خواست.