wohnen Aussprache:/ˈvoːnən/Wortzerlegung:woh·nen فعل زندگی کردن، سکونت داشتن معانی و تعاریف wohnen:در مکانی زندگی کردن، محل اقامت داشتنبا کسی زندگی کردن یا در خانه کسی اقامت داشتن جملات نمونه برای wohnen:Er ''wohnt'' in der Stadt und sein Bruder auf dem Land.او در شهر زندگی میکند و برادرش در روستا.Wo ''wohnst'' du?کجا زندگی میکنی؟Mein Cousin ''wohnt'' nur fünf Minuten von der Universität entfernt.پسرعموی من فقط پنج دقیقه با دانشگاه فاصله دارد (زندگی میکند).