beiwohnen

Aussprache: /ˈbaɪ̯ˌvoːnən/
Wortzerlegung: bei·woh·nen
فعل

حضور داشتن در، شرکت کردن (در رویداد رسمی)

Bedeutungen

1 Dativ

در یک رویداد، جلسه، مراسم یا سخنرانی رسمی حضور داشتن (کاربرد رسمی)

  • Viele prominente Gäste wohnten der Zeremonie bei.مهمانان سرشناس زیادی در این مراسم حضور داشتند.
  • Ich konnte der Vorlesung leider nicht beiwohnen.متأسفانه نتوانستم در آن سخنرانی شرکت کنم.