wohnen

Aussprache: /ˈvoːnən/
Wortzerlegung: woh·nen
فعل

زندگی کردن، سکونت داشتن

Beispiele

  • Er ''wohnt'' in der Stadt und sein Bruder auf dem Land.او در شهر زندگی می‌کند و برادرش در روستا.
  • Wo ''wohnst'' du?کجا زندگی می‌کنی؟
  • Mein Cousin ''wohnt'' nur fünf Minuten von der Universität entfernt.پسرعموی من فقط پنج دقیقه با دانشگاه فاصله دارد (زندگی می‌کند).
  • Meine Schwester ''wohnt'' noch bei unseren Eltern, ich dagegen in einer WG.خواهر من هنوز نزد والدینمان زندگی می‌کند، اما من در یک خانه دانشجویی مشترک (WG).

Bedeutungen

1 in + Dativ / an + Dativ

در مکانی زندگی کردن، محل اقامت داشتن

  • Ich wohne in Berlin.من در برلین زندگی می‌کنم.
  • Sie wohnt in einem großen Haus.او در یک خانه بزرگ زندگی می‌کند.
2 bei + Dativ

با کسی زندگی کردن یا در خانه کسی اقامت داشتن

  • Er wohnt bei seinen Eltern.او با والدینش زندگی می‌کند.
  • Wir wohnen bei Freunden für ein paar Tage.ما برای چند روز پیش دوستانمان زندگی می‌کنیم.