فعل
مانند گرگ رفتار کردن، چرخ کردن (گوشت)
معانی و تعاریف wolfen:
- گوشت یا مواد غذایی دیگر را با چرخ گوشت خرد کردن یا چرخ کردن
جملات نمونه برای wolfen:
Der Metzger wolft das Rindfleisch für die Wurst.
قصاب گوشت گاو را برای سوسیس چرخ میکند.
Wir müssen das Gemüse noch wolfen, bevor wir es kochen.
ما باید سبزیجات را قبل از پختن چرخ کنیم.