hereinwollen
خواستن وارد شدن، تمایل به داخل آمدن
Bedeutungen
1
in + Akkusativ / (intransitiv)
تمایل یا قصد ورود به یک مکان بسته یا فضای داخلی داشتن (به سمت داخل/گوینده)
- Es regnet draußen und der Hund will herein.بیرون باران میبارد و سگ میخواهد داخل بیاید.
- Sie standen vor der Tür und wollten herein.آنها جلوی در ایستاده بودند و میخواستند وارد شوند.