herauswollen

Aussprache: /hɛˈʁaʊ̯sˌvɔlən/
Worttrennung: her·aus·wol·len
فعل

خواستن بیرون رفتن، تمایل به خروج داشتن

Bedeutungen

1 aus + Dativ / (intransitiv)

تمایل یا قصد بیرون آمدن از یک مکان یا فضای بسته داشتن (به سمت بیرون یا گوینده).

  • Das Kind will aus dem Haus heraus.کودک می‌خواهد از خانه بیرون بیاید.
  • Nach der langen Besprechung wollten alle schnell heraus.پس از جلسه طولانی، همه می‌خواستند سریع بیرون بروند.