herauswollen
خواستن بیرون رفتن، تمایل به خروج داشتن
Bedeutungen
1
aus + Dativ / (intransitiv)
تمایل یا قصد بیرون آمدن از یک مکان یا فضای بسته داشتن (به سمت بیرون یا گوینده).
- Das Kind will aus dem Haus heraus.کودک میخواهد از خانه بیرون بیاید.
- Nach der langen Besprechung wollten alle schnell heraus.پس از جلسه طولانی، همه میخواستند سریع بیرون بروند.