zurückwollen

Aussprache: /tsuˈʁʏkˌvɔlən/
Worttrennung: zu·rück·wol·len
فعل

خواستن برگشتن، تمایل به بازگشت داشتن

Bedeutungen

1 nach / in / zu + Dativ/Akkusativ

تمایل یا قصد بازگشت به یک مکان، کشور یا حالت قبلی داشتن.

  • Nach einem Jahr im Ausland will sie unbedingt zurück in ihre Heimatstadt.او پس از یک سال اقامت در خارج از کشور، به شدت می‌خواهد به شهر زادگاهش بازگردد.
  • Er wollte zurück zu seiner Familie, die er vermisste.او می‌خواست به نزد خانواده‌اش که دلتنگشان بود، بازگردد.