wollen
خواستن، تصمیم داشتن
Beispiele
- verkürzt'': Ich ''will'' morgen zum Friseur. (Ich ''will'' morgen zum Friseur [gehen]/[fahren].)مخفف: من میخواهم فردا به آرایشگاه بروم.
- Ich meine, er hat mir erzählt, was er hat ''wollen'', nicht was ich habe ''wollen'', aber im Großen und Ganzen hat er einen Kontakt mit mir gehabt.منظورم این است که او به من گفت چه میخواسته است، نه آنچه من میخواستم، اما در مجموع او با من ارتباط داشته است.
Bedeutungen
1
mit Infinitiv
خواستن، میل داشتن (به عنوان فعل کمکی با مصدر دیگر)
- Ich will Deutsch lernen.من میخواهم آلمانی یاد بگیرم.
- Was willst du essen?چه میخواهی بخوری؟
2
Akkusativ
خواستن، میل داشتن (به عنوان فعل اصلی با Akkusativ)
- Ich will einen Kaffee.من یک قهوه میخواهم.
- Sie will das Buch.او آن کتاب را میخواهد.
3
mit Infinitiv
قصد داشتن، تصمیم داشتن
- Er will morgen nach Berlin fahren.او قصد دارد فردا به برلین برود.
- Wir wollen das Problem lösen.ما میخواهیم مشکل را حل کنیم.
4
mit Infinitiv
ادعا کردن، وانمود کردن (معمولاً با این مفهوم که ادعا درست نیست)
- Er will das nicht gesagt haben.او ادعا میکند که این را نگفته است.
- Sie will alles besser wissen.او وانمود میکند که همه چیز را بهتر میداند.