fortwollen

Aussprache: /ˈfɔʁtˌvɔlən/
Worttrennung: fort·wol·len
فعل

قصد ترک کردن جایی را داشتن، خواستن که برود

Bedeutungen

1 aus + Dativ / von + Dativ / intransitiv

تمایل یا قصد به ترک کردن یک مکان، محیط یا شغل برای مدتی یا همیشه؛ میل به رفتن.

  • Nachdem die Party vorbei war, wollten alle Gäste fort.پس از پایان مهمانی، همه مهمانان می‌خواستند بروند.
  • Er will aus dieser kleinen Stadt fort, um in der Großstadt zu arbeiten.او می‌خواهد از این شهر کوچک برود تا در شهر بزرگ کار کند.