fortwollen
قصد ترک کردن جایی را داشتن، خواستن که برود
Bedeutungen
1
aus + Dativ / von + Dativ / intransitiv
تمایل یا قصد به ترک کردن یک مکان، محیط یا شغل برای مدتی یا همیشه؛ میل به رفتن.
- Nachdem die Party vorbei war, wollten alle Gäste fort.پس از پایان مهمانی، همه مهمانان میخواستند بروند.
- Er will aus dieser kleinen Stadt fort, um in der Großstadt zu arbeiten.او میخواهد از این شهر کوچک برود تا در شهر بزرگ کار کند.