wortgewandt

Aussprache: /ˈvɔʁtɡəˌvant/
Worttrennung: wort·ge·wandt
صفت

شیوا، فصیح، خوش‌سخن

Bedeutungen

1

کسی که در صحبت کردن ماهر است، به راحتی و با نفوذ کلام صحبت می‌کند؛ فصیح و شیوا.

  • Der Politiker war bekannt für seine wortgewandte Rede.آن سیاستمدار به خاطر سخنرانی شیوا و فصیحش شناخته شده بود.
  • Sie ist eine wortgewandte Debattiererin und kann ihre Argumente gut vertreten.او یک مناظره‌گر خوش‌سخن است و می‌تواند استدلال‌های خود را به خوبی بیان کند.
  • Mit seiner wortgewandten Art überzeugte er die Jury.او با روش خوش‌سخن خود، هیئت داوران را متقاعد کرد.