wortmächtig

Aussprache: /ˈvɔʁtˌmɛçtɪç/
Worttrennung: wort·mäch·tig
صفت

دارای قدرت بیان، سخنور توانا

Bedeutungen

1

کسی که در استفاده از کلمات و بیان افکار خود بسیار ماهر و توانا است؛ سخنور یا نویسنده قوی.

  • Er ist ein wortmächtiger Redner, der sein Publikum fesselt.او سخنوری توانا است که مخاطبانش را مجذوب می‌کند.
  • Die Autorin ist bekannt für ihre wortmächtige Sprache.این نویسنده به خاطر زبان قدرتمندش مشهور است.
  • Mit seinen wortmächtigen Worten konnte er die Situation retten.او توانست با کلمات پرقدرتش اوضاع را نجات دهد.