wortreich
پرکلام، مفصل، مشروح
Bedeutungen
1
استفاده کننده از کلمات زیاد؛ طولانی و مفصل در بیان یا نوشتن.
- Seine Rede war sehr wortreich, aber wenig aussagekräftig.سخنرانی او بسیار پرکلام بود، اما کممحتوا.
- Er gab eine wortreiche Erklärung für sein Zuspätkommen.او توضیحی طولانی برای دیر رسیدنش ارائه داد.
- Die wortreiche Beschreibung des Autors machte das Buch schwer lesbar.توصیف پرکلام نویسنده، خواندن کتاب را دشوار میکرد.
2
غنی از کلمات؛ مشروح و با جزئیات فراوان.
- Das Buch enthält eine wortreiche Darstellung der historischen Ereignisse.این کتاب شامل شرحی مشروح از رویدادهای تاریخی است.
- Er bevorzugte eine wortreiche Sprache, um seine Gedanken auszudrücken.او زبان پرکلام را برای بیان افکارش ترجیح میداد.
- Die wortreiche Einleitung machte neugierig auf den Rest des Textes.مقدمه مفصل، کنجکاوی را برای بقیه متن برانگیخت.