wringen
چلاندن، فشردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas wringen)
آب چیزی (مانند لباس یا پارچه) را با پیچاندن و فشردن خارج کردن.
- Wringe die Wäsche gut aus, damit sie schneller trocknet.لباسها را خوب بچلان تا زودتر خشک شوند.
- Er wrang das nasse Tuch über dem Waschbecken aus.او حوله خیس را بالای سینک چلاند.
2
die Hände wringen
دستها را از شدت ناراحتی، عصبانیت یا درماندگی به هم فشردن.
- Sie saß da und wand die Hände in Verzweiflung.او آنجا نشست و از شدت ناامیدی دستهایش را به هم میفشرد.
- Er wrang die Hände und wusste nicht, was er tun sollte.او دستهایش را به هم فشرد و نمیدانست چه کاری باید انجام دهد.