wringen

Aussprache: /ˈvrɪŋən/
Worttrennung: wrin·gen
فعل

چلاندن، فشردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas wringen)

آب چیزی (مانند لباس یا پارچه) را با پیچاندن و فشردن خارج کردن.

  • Wringe die Wäsche gut aus, damit sie schneller trocknet.لباس‌ها را خوب بچلان تا زودتر خشک شوند.
  • Er wrang das nasse Tuch über dem Waschbecken aus.او حوله خیس را بالای سینک چلاند.
2 die Hände wringen

دست‌ها را از شدت ناراحتی، عصبانیت یا درماندگی به هم فشردن.

  • Sie saß da und wand die Hände in Verzweiflung.او آنجا نشست و از شدت ناامیدی دست‌هایش را به هم می‌فشرد.
  • Er wrang die Hände und wusste nicht, was er tun sollte.او دست‌هایش را به هم فشرد و نمی‌دانست چه کاری باید انجام دهد.