فعل
چلاندن، فشردن (برای خارج کردن آب)
معانی و تعاریف wringen:
- آب چیزی (مانند لباس یا پارچه) را با پیچاندن و فشردن خارج کردن.
- دستها را از شدت ناراحتی، عصبانیت یا درماندگی به هم فشردن.
جملات نمونه برای wringen:
Kannst du die gewaschenen Handtücher das nächste Mal ''wringen,'' bevor du sie aufhängst?
میتوانی دفعه بعد حولههای شسته شده را قبل از آویزان کردن بچلانی؟
Sie wringt die nasse Wäsche aus.
او لباسهای خیس را میچلاند.
Man muss den Schwamm gut wringen, damit er nicht tropft.
باید اسفنج را خوب چلاند تا چکه نکند.