zuwuchern
پوشیده شدن (توسط گیاهان)، رشد کردن و فرا گرفتن
Beispiele
- Man bepflanzt ein Stück, erntet und läßt es wieder ''zuwuchern''. Man rodet das Stück dahinter, pflanzt, erntet und läßt es ''zuwuchern''. Diese ‚wandernden Gärten‘ (= ‚shifting cultivation‘) sind im höchsten Maße umweltverträglich.یک قطعه را میکارند، برداشت میکنند و میگذارند دوباره پوشیده شود (توسط گیاهان). قطعه بعدی را پاک میکنند، میکارند، برداشت میکنند و میگذارند پوشیده شود. این 'باغهای متحرک' (= 'کشت متحرک') به شدت با محیط زیست سازگار هستند.
Bedeutungen
1
intransitiv
(مکان، مسیر) با رشد بیش از حد گیاهان پوشانده یا مسدود شدن
- Der alte Weg ist völlig zugewuchert.مسیر قدیمی کاملاً با گیاهان پوشیده شده است.
- Der Garten wuchert schnell zu, wenn man ihn nicht pflegt.اگر از باغ مراقبت نشود، به سرعت با گیاهان پوشیده میشود.
2
mit + Dativ
(مجازی) با چیزی پر شدن یا مسدود شدن (مثلاً با کاغذ، اطلاعات)
- Sein Schreibtisch ist mit Papieren zugewuchert.میز کار او با کاغذها پر شده است.
- Die Stadt ist mit neuen Gebäuden zugewuchert.شهر با ساختمانهای جدید پر شده است.