zuwuchern

Aussprache: /ˈtsuːˌvuːxɐn/
Worttrennung: zu·wu·chern
فعل

پوشیده شدن (توسط گیاهان)، رشد کردن و فرا گرفتن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

(مکان، مسیر، سطح) با رشد بیش از حد گیاهان، علف‌های هرز یا خزه‌ها پوشانده یا مسدود شدن.

  • Der alte Weg ist völlig zugewuchert.مسیر قدیمی کاملاً با گیاهان پوشیده شده است.
  • Die Ruinen waren von Pflanzen zugewuchert.ویرانه‌ها توسط گیاهان پوشیده شده بودند.
2 mit + Dativ (mit jemandem / etwas zuwuchern)

(مجازی) با چیزی (مانند کاغذ، اطلاعات، بدهی) پر شدن، مسدود شدن یا انباشته شدن.

  • Sein Schreibtisch war mit Papieren zugewuchert.میز کار او با کاغذها انباشته شده بود.
  • Die Datenbank ist mit alten Daten zugewuchert.پایگاه داده با داده‌های قدیمی پر شده است.