zuwuchern
پوشیده شدن (توسط گیاهان)، رشد کردن و فرا گرفتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
(مکان، مسیر، سطح) با رشد بیش از حد گیاهان، علفهای هرز یا خزهها پوشانده یا مسدود شدن.
- Der alte Weg ist völlig zugewuchert.مسیر قدیمی کاملاً با گیاهان پوشیده شده است.
- Die Ruinen waren von Pflanzen zugewuchert.ویرانهها توسط گیاهان پوشیده شده بودند.
2
mit + Dativ (mit jemandem / etwas zuwuchern)
(مجازی) با چیزی (مانند کاغذ، اطلاعات، بدهی) پر شدن، مسدود شدن یا انباشته شدن.
- Sein Schreibtisch war mit Papieren zugewuchert.میز کار او با کاغذها انباشته شده بود.
- Die Datenbank ist mit alten Daten zugewuchert.پایگاه داده با دادههای قدیمی پر شده است.