wuchern
به سرعت و بیرویه رشد کردن، گرانفروشی کردن
Beispiele
- Das Unkraut ''wuchert'' in deinem Garten.علفهای هرز در باغ تو بیرویه رشد میکنند.
- Die Preise ''wuchern'' in deinem Laden.قیمتها در مغازه تو سرسامآور (گران) هستند.
Bedeutungen
1
بدون مفعول
به سرعت و به طور کنترلنشده رشد کردن یا گسترش یافتن (مانند گیاهان، سلولها)
- Das Unkraut wuchert im Garten.علفهای هرز در باغ به سرعت رشد میکنند.
- Die Krebszellen wucherten im Körper des Patienten.سلولهای سرطانی در بدن بیمار به سرعت تکثیر شدند.
2
بدون مفعول
با نرخ بهره بسیار بالا پول قرض دادن، رباخواری کردن
- In Zeiten der Not wucherten die Geldverleiher.در زمانهای سختی، رباخواران بهرههای گزاف میگرفتند.
- Es ist illegal, mit Geld zu wuchern.رباخواری با پول غیرقانونی است.