zuwachsen

Aussprache: /ˈtsuːvaksən/
Wortzerlegung: zu·wach·sen
فعل

رشد کردن، روییدن، پوشیده شدن (با گیاه)

Beispiele

  • Die Straßen oder Wege, die zum Haus führten, waren im Laufe der Zeit ''zugewachsen''.خیابان‌ها یا مسیرهایی که به خانه منتهی می‌شدند، در طول زمان پوشیده شده بودند.

Bedeutungen

1 (intransitiv, اغلب با mit + Dativ)

با گیاهان، مو یا چیزهای دیگر پوشیده شدن و مسدود شدن.

  • Der alte Weg ist mit Gras zugewachsen.مسیر قدیمی با علف پوشیده شده است.
  • Ihr Garten ist völlig zugewachsen, man sieht kaum noch die Blumen.باغ او کاملاً پر از گیاه شده است، به سختی گل‌ها دیده می‌شوند.
2 (intransitiv)

بسته شدن (در مورد زخم، سوراخ یا شکاف).

  • Die Wunde ist gut zugewachsen.زخم خوب بسته شده است.
  • Das Loch in der Wand ist mit der Zeit zugewachsen.سوراخ دیوار به مرور زمان بسته شد.