emporwachsen

Aussprache: /ɛmˈpoːɐ̯ˌvaksn̩/
Worttrennung: em·por·wach·sen
فعل

بالا رفتن, رشد کردن به سمت بالا, سر برآوردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

بالا آمدن، رشد کردن به سمت بالا، سر برآوردن؛ به طور عمودی افزایش یافتن (معمولاً در مورد گیاهان، ساختمان‌ها یا چیزهای انتزاعی مانند تمدن یا احساسات).

  • Aus dem Boden wuchsen junge Bäume empor.درختان جوان از زمین به سمت بالا رشد کردند.
  • Die Stadt ist in den letzten Jahrzehnten stark emporgewachsen.شهر در دهه‌های اخیر به شدت رشد کرده و بالا رفته است.