emporwachsen
بالا رفتن, رشد کردن به سمت بالا, سر برآوردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
بالا آمدن، رشد کردن به سمت بالا، سر برآوردن؛ به طور عمودی افزایش یافتن (معمولاً در مورد گیاهان، ساختمانها یا چیزهای انتزاعی مانند تمدن یا احساسات).
- Aus dem Boden wuchsen junge Bäume empor.درختان جوان از زمین به سمت بالا رشد کردند.
- Die Stadt ist in den letzten Jahrzehnten stark emporgewachsen.شهر در دهههای اخیر به شدت رشد کرده و بالا رفته است.