wuchten
با زحمت بلند کردن و حرکت دادن (بار سنگین)؛ با شدت حرکت دادن/کوبیدن
Beispiele
- Vier Ampezzaner ''wuchteten'' einen schweren Stein über ihre Köpfe und begannen diesen nach Westen gen Enneberg zu tragen.چهار نفر از اهالی آمپزو سنگی سنگین را بالای سر خود «بلند کردند» و شروع به حمل آن به سمت غرب به سوی انبرگ کردند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با زور و زحمت بلند کردن/جابجا کردن (چیزی سنگین را)
- Er musste den schweren Koffer in den Kofferraum wuchten.او مجبور شد چمدان سنگین را با زحمت به صندوق عقب ماشین بلند کند.
- Sie wuchtete den Stein aus dem Weg.او سنگ را با زور از سر راه برداشت.
2
Akkusativ
پرتاب کردن (چیزی را با قدرت)
- Der Boxer wuchtete einen Schlag gegen seinen Gegner.بوکسور ضربهای را با قدرت به سمت حریفش پرتاب کرد.
- Er wuchtete den Ball ins Tor.او توپ را با قدرت به سمت دروازه پرتاب کرد.