wuchten

Aussprache: /ˈvʊxtn̩/
Wortzerlegung: wuch·ten
فعل

با زحمت بلند کردن و حرکت دادن (بار سنگین)؛ با شدت حرکت دادن/کوبیدن

Beispiele

  • Vier Ampezzaner ''wuchteten'' einen schweren Stein über ihre Köpfe und begannen diesen nach Westen gen Enneberg zu tragen.چهار نفر از اهالی آمپزو سنگی سنگین را بالای سر خود «بلند کردند» و شروع به حمل آن به سمت غرب به سوی انبرگ کردند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

با زور و زحمت بلند کردن/جابجا کردن (چیزی سنگین را)

  • Er musste den schweren Koffer in den Kofferraum wuchten.او مجبور شد چمدان سنگین را با زحمت به صندوق عقب ماشین بلند کند.
  • Sie wuchtete den Stein aus dem Weg.او سنگ را با زور از سر راه برداشت.
2 Akkusativ

پرتاب کردن (چیزی را با قدرت)

  • Der Boxer wuchtete einen Schlag gegen seinen Gegner.بوکسور ضربه‌ای را با قدرت به سمت حریفش پرتاب کرد.
  • Er wuchtete den Ball ins Tor.او توپ را با قدرت به سمت دروازه پرتاب کرد.