wulacken

Aussprache: /ˈvuːlakn̩/
Wortzerlegung: wu·la·cken
فعل

سخت کار کردن (گویشی)

Beispiele

  • Der Sachse ''wulackt'' halt gern in seiner Scholle.ساکسونی‌ها دوست دارند در زمین خود سخت کار کنند.

Bedeutungen

1 بدون مفعول

(محاوره، منطقه‌ای) به سختی و با زحمت زیاد کار کردن، عرق ریختن.

  • Er musste den ganzen Tag auf dem Feld wulacken.او مجبور بود تمام روز در مزرعه سخت کار کند.
  • Nach dem Umzug haben wir alle ganz schön gewulackt.بعد از اسباب‌کشی، همه ما حسابی زحمت کشیدیم.