wulacken
سخت کار کردن (گویشی)
Beispiele
- Der Sachse ''wulackt'' halt gern in seiner Scholle.ساکسونیها دوست دارند در زمین خود سخت کار کنند.
Bedeutungen
1
بدون مفعول
(محاوره، منطقهای) به سختی و با زحمت زیاد کار کردن، عرق ریختن.
- Er musste den ganzen Tag auf dem Feld wulacken.او مجبور بود تمام روز در مزرعه سخت کار کند.
- Nach dem Umzug haben wir alle ganz schön gewulackt.بعد از اسبابکشی، همه ما حسابی زحمت کشیدیم.