wurmförmig

Aussprache: /ˈvʊʁmˌfœʁmɪç/
Worttrennung: wurm·för·mig
صفت

کرم‌شکل، کرم‌مانند

Bedeutungen

1

دارای شکلی شبیه به کرم؛ بلند و باریک و معمولاً بدون اندام مشخص.

  • Die Raupe hat einen langen, wurmförmigen Körper.کرم ابریشم بدنی بلند و کرم‌شکل دارد.
  • Der Fluss schlängelte sich wurmförmig durch das Tal.رودخانه به صورت کرم‌شکل در دره پیچ و تاب می‌خورد.
  • Manche Bakterien haben eine wurmförmige Gestalt.برخی باکتری‌ها شکلی کرم‌مانند دارند.