wurmen

Aussprache: /ˈvʊʁmən/
Wortzerlegung: wur·men
فعل

آزار دادن، عذاب دادن (درونی)، حرص دادن

Beispiele

  • Was ihn ein wenig ''wurmte,'' war die Aufdringlichkeit dieser Person, die immer etwas zu bestellen hatte, immer Stank mitbrachte.آنچه او را کمی آزار می‌داد، فضولی این شخص بود که همیشه چیزی برای سفارش داشت، همیشه بوی بد می‌آورد.

Bedeutungen

1 Akkusativ (es wurmt mich)

کسی را آزار دادن، ناراحت کردن (معمولاً به صورت غیرشخصی)

  • Es wurmt mich, dass ich den Termin vergessen habe.اینکه قرار را فراموش کردم، آزارم می‌دهد.
  • Ihre Kritik hat ihn sehr gewurmt.انتقاد او خیلی آزارش داد.
2 intransitiv

توسط کرم‌ها خورده شدن یا سوراخ شدن (معمولاً در مورد چوب یا میوه)

  • Das alte Holzbrett ist völlig gewurmt.تخته چوبی قدیمی کاملاً کرم خورده است.
  • Die Äpfel im Keller haben gewurmt.سیب‌های داخل انبار کرم خورده‌اند.