wurmzernagt
کرمخورده
Bedeutungen
1
توصیف حالتی که چیزی (معمولاً چوب یا مواد آلی) توسط کرمها یا لاروها خورده شده و آسیب دیده است.
- Das alte Holz im Garten war vom Regen und von Würmern zerfressen.چوب قدیمی در باغ توسط باران و کرمها خورده شده بود.
- Manche Möbelstücke sind so alt, dass sie wurmzernagt aussehen.برخی از قطعات مبلمان آنقدر قدیمی هستند که کرمخورده به نظر میرسند.
- Die Bauern untersuchten die Ernte auf Anzeichen von wurmzernagtem Getreide.کشاورزان محصول را برای یافتن نشانههای غلات کرمخورده بررسی کردند.