wursteten
دست و پا میزدند، تقلا میکردند، سرهمبندی میکردند
Bedeutungen
1
انجام دادن کاری به صورت بینظم، بیدقت و بدون مهارت کافی، اغلب با نتیجهای نامطلوب یا سرهمبندی شده.
- Er hat versucht, den Computer selbst zu reparieren, aber nur herumgewurstet.او سعی کرد کامپیوتر را خودش تعمیر کند، اما فقط آن را خرابتر کرد.
- Die Kinder wursteten mit den Bauklötzen und schufen ein chaotisches Gebilde.بچهها با قطعات لگو سرهمبندی کردند و سازهای آشفته خلق نمودند.