anwurzeln

Aussprache: /ˈanˌvʊrtsl̩n/
Worttrennung: an·wur·zeln
فعل

ریشه دواندن، جا افتادن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

(گیاه) ریشه دواندن و در خاک محکم شدن.

  • Nach dem Umpflanzen muss die junge Pflanze gut angewurzelt sein.پس از جابجایی، گیاه جوان باید خوب ریشه دوانده باشد.
  • Die alten Bäume haben tief in der Erde angewurzelt.درختان کهنسال عمیقاً در زمین ریشه دوانده‌اند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

(مجازی) در مکانی یا موقعیتی مستقر شدن و احساس تعلق کردن؛ جا افتادن.

  • Nach vielen Jahren im Ausland hat sie sich endlich in ihrer Heimatstadt angewurzelt.پس از سال‌ها زندگی در خارج از کشور، او سرانجام در شهر زادگاهش جا افتاد.
  • Die Familie ist in dem neuen Dorf gut angewurzelt.خانواده در روستای جدید خوب مستقر شده‌اند.