شبهجمله
ووش! (صدای حرکت سریع، ناگهان)
جملات نمونه برای wusch:
Das kalte Buffet war kaum eröffnet – und ''wusch'' – die ganzen Lachshäppchen waren weg.
بوفه سرد تازه باز شده بود – و ووش! – تمام لقمههای ماهی سالمون ناپدید شدند.
Das Eichhörnchen hörte nur ein kleines Geräusch, ''wusch,'' war es oben auf dem Baum.
سنجاب فقط یک صدای کوچک شنید، ووش، بالای درخت بود.