فعل
موها را به هم ریختن (با دست)، درهم کردن، نوازش کردن (با دست کشیدن)، ور رفتن
معانی و تعاریف wuscheln:
- موهای کسی را ژولیده کردن، به هم ریختن
- موهای خود را ژولیده کردن (معمولاً با دست)
جملات نمونه برای wuscheln:
„Papa ''wuschelt'' ihr durchs Haar. „Sei nicht so ungeduldig“, lacht er.“
"بابا موهایش را به هم میریزد. او میخندد و میگوید: ""اینقدر بیصبر نباش."
Er wuschelte dem Kind durch die Haare.
او موهای کودک را ژولیده کرد.
Sie wuschelte ihrem Freund liebevoll die Haare.
او با محبت موهای دوستپسرش را به هم ریخت.