wuseln
اینطرف و آنطرف دویدن، وول خوردن
Bedeutungen
1
(intransitiv)
به صورت پر جنب و جوش و نامنظم حرکت کردن، اغلب در مورد تعداد زیادی از موجودات کوچک یا افراد در یک فضای محدود.
- Auf dem Markt wuselten die Menschen durcheinander.در بازار مردم در هم وول میخوردند.
- Die Ameisen wuselten um den Zuckerwürfel.مورچهها دور حبه قند وول میخوردند.