wuzeln

Aussprache: /ˈvuːtsl̩n/
Wortzerlegung: wu·zeln
فعل

با حرکت چرخشی جابجا کردن یا فشرده کردن، در جاهای تنگ خود را جا دادن

Beispiele

  • Willst du ein Bier?‘, fragt Arian, während er sich eine Zigarette ''wuzelt'', dabei fallen natürlich Tabakkrümel zu Boden.آریان می‌پرسد: «یک آبجو می‌خواهی؟» در حالی که سیگاری را می‌پیچد، البته خرده‌های تنباکو به زمین می‌ریزند.

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas)

(عاميانه، منطقه‌ای، به ویژه در اتریش و بایرن) چیزی را گرد کردن، گلوله کردن، ورز دادن (مثلاً خمیر، توتون برای سیگار).

  • Er wuzelte sich schnell eine Zigarette.او سریع برای خودش یک سیگار پیچید.
  • Die Kinder wuzelten kleine Kugeln aus Knete.بچه‌ها از خمیربازی گلوله‌های کوچک درست کردند.