xenophontisch
مربوط به گزنفون، گزنفونی
Bedeutungen
1
مربوط به فلسفه، سبک یا آثار مورخ و فیلسوف یونان باستان، گزنفون.
- Seine Analyse der politischen Situation war sehr xenophontisch.تحلیل او از وضعیت سیاسی بسیار گزنفونی بود.
- Das Buch bietet eine xenophontische Perspektive auf die Zeit.این کتاب دیدگاهی گزنفونی از آن دوران ارائه میدهد.
- Der Stil des Autors ist eindeutig xenophontisch geprägt.سبک نویسنده به وضوح تحت تاثیر گزنفون است.