zäh fließend

Aussprache: /ˈt͡sɛː ˈfliːsənt/
Worttrennung: zäh flie·ßend
صفت

به آرامی روان

Bedeutungen

1

توصیف کننده حالتی که چیزی به کندی و با مقاومت جریان دارد یا حرکت می‌کند.

  • Das zäh fließende Schokoladenfondue war köstlich.شکلات فوندی که به آرامی روان بود، خوشمزه بود.
  • Der Schlamm war zäh fließend und machte das Gehen schwierig.گل و لای به آرامی روان بود و راه رفتن را دشوار می‌کرد.
  • Die zäh fließende Farbe bedeckte die Leinwand langsam.رنگِ به آرامی روان، به کندی بوم را پوشاند.