zähfließend
کندرو، با جریان آهسته، غلیظ
Bedeutungen
1
مایعی که به آرامی و با دشواری جریان مییابد؛ غلیظ و ویسکوز.
- Der Honig war zähfließend und tropfte nur langsam aus dem Glas.عسل غلیظ بود و به آرامی از شیشه میچکید.
- Die Lava bewegte sich langsam, da sie sehr zähfließend war.گدازه به آرامی حرکت میکرد زیرا بسیار کندرو بود.
- Diese zähfließende Masse lässt sich schwer verteilen.این توده غلیظ به سختی پخش میشود.