zusammenzählen
جمع کردن، شمردن، محاسبه کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (Zahlen / Beträge)
اعداد یا مقادیر را با هم جمع کردن و حاصل جمع را محاسبه کردن.
- Kannst du bitte die Kosten für den Urlaub zusammenzählen?میتوانی لطفاً هزینههای تعطیلات را جمع بزنی؟
- Wir müssen die Stimmen noch zusammenzählen.ما هنوز باید آرا را بشماریم.
2
Akkusativ (Dinge / Punkte)
چندین چیز یا مورد را با هم شمردن تا تعداد کل مشخص شود.
- Der Lehrer ließ die Schüler die Fehler auf dem Blatt zusammenzählen.معلم از دانشآموزان خواست تعداد اشتباهات روی برگه را بشمارند.
- Wir haben alle gesammelten Muscheln zusammengezählt.ما تمام صدفهای جمعآوری شده را شمردیم.