zähmbar
رامشدنی، اهلیشدنی، قابل کنترل
Bedeutungen
1
قابلیت رام شدن، اهلی شدن یا تحت کنترل درآوردن را داشتن (معمولاً در مورد حیوانات).
- Nicht alle Wildtiere sind zähmbar.همه حیوانات وحشی رامشدنی نیستند.
- Früher glaubte man, dass Pferde die ersten zähmbaren Tiere waren.در گذشته اعتقاد بر این بود که اسبها اولین حیوانات رامشدنی بودند.
- Der junge Löwe war noch nicht vollständig zähmbar.شیر جوان هنوز کاملاً رامشدنی نبود.